دوراهک

» دوبیتی های ماه محرم از یحیی وحیدی

دوبیتی های ماه محرم از یحیی وحیدی ۲۹ مرداد ۱۳۹۸

دلم سخته مث صندل مث عود
درختم تیشه ای اشکرده نابود
زنی لالی بچش شیکرد و شیگفت
بکو لالا بخوس ای رودم ای رود

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

شون، صحرا پر از گرد و غبارن
و یک دشتی که کل تا کل سوارن
میون خیمه ، زینب چش گریخون
سوا جنگن و تو فکر برارن

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

هف هشتا خیمه، هفتاد و دو تا مرد
و مشتی ضیفه ی غرک غم و درد
اولتر لشکری آماده جنگ
زمی تا آسمو راس آوده گرد

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

تش و طیفون به پا اشکرده زینب
همه ی جا کربلا اشکرده زینب
جوابی هم که اشدا باقشنگی
چه دنیایی بنا اشکرده زینب

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

سواری بیرق و مشکی پس کول
رد ایوی عین باد از پشت نخلا
همونجا که لت آوی مشک ، از شرم
او آوی خوش و رخت از مشت نخلا

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

هوا گرمن، اوی تو خیمه ها نی
منخ، که وخت، بختر از حلا نی
منخ عباس، پاوه وخت مردین
حرم تشنه، تو سقا، ای به جا، نی

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

منخ عباس پاوه وخت جنگن
حرم تشنه، به تو عباس، ننگن
برو مشکی پر از او با به خیمه
چه اوباری چه جون هادی قشنگن

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

سراپا حیدر کراری ای مرد
تو هم کرار و هم سالاری ای مرد
ابوالفضلی دگه مثل تو هیهات
تو عباسی که بی تکراری ای مرد

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

بلا اشدی و دارم خورد زینب
چو گل از داغ، هم پژمرد زینب
اسیر آوی ولی بعد از حسینش
همه ی جا کربلا اشبرد زینب

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

تو زلف صبر، زینب شونه اتکه
تو با صبرت ملک دیوونه اتکه
تو که با “ما رایت الا جمیلت”
نه کوفه، شام هم ویرونه اتکه

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

اولتر هم شطی پر تا پرش او
و چنتا نخل که تاری سرش او
بگرخی ای فرات ، ای بی وفا شط
حسینم تشنه و دور و برش او

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

دلم غمگین و اشعارم غم اندود
غمی دیگر به جمع دردم افزود
غباری بر دل کوثر نشسته
ز هجر زمزمی که مادرش بود

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

زمین ماهی ز پیغمبر گرفته
نشاط از سوره کوثر گرفته
زمانه هاله ای گرد رخ ماه
غباری شهر سرتاسر گرفته

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

سپاه غم هجوم از سر گرفته
اجل از فاطمه مادر گرفته
ستور وحشی بیداد گویی
همیشه حلقه ی این در گرفته

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

گلاب تلخ غم در شیشه دارم
نمک بر زخم شوم تیشه دارم
مزن دست اجل، آیینه مشکن
که در عمق نگاهش ریشه دارم

لینک کوتاه : http://dorahak.ir/?p=429

برچسب ها : , , , , ,

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه


هفت × 5 =

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها