دوراهک

» شعر “تا به کی تو نیباری؟” از یحیی وحیدی

شعر “تا به کی تو نیباری؟” از یحیی وحیدی ۲۶ مرداد ۱۳۹۸

ای خدا دلم تنگن، کو رفیق غمخواری
تا که هونخم کرش روزهای بیکاری
هی اشیم و دیر آویم از حصار آبادی
خسه واوسم هر رو زندگی تکراری
چاس و شوممو شومن، شوممو چه بد طومن
نه ، تفاوتی اشنی سور و مرغ سوخاری
مرغ ، مرغ ماشینی، نار و سیب پیوندی
گوشت کهره ی اتریش، خوین مرغ بلغاری
یادمن هف هش ده تا دختر و پسر بی هم
نه کسی دلش بد بی ، نه گپی نه گفتاری
تشنه شو اگه ویوی مر برکه شواینا
حالشو چکد خوش بی، نه توی نه آزاری
مرد و زن همه بی هم، خوشه چین و جوری کن
خوشتر از عروسی بی روز تو زمیکاری
شالشو پر از مردی ،لقمه ، لقمه ی پاکی
تو هسین نونیشو گرده مثل چلواری
شعر فایز و مفتون، عشق لیلی و مجنون
هم انیس دلتنگی ، هم رفیق بیداری
از چه چیشم امبسه مم مث همی مردم؟
تا کسی نکوت عیبم ، تا نگن که بی عاری
“ترنم” انده بارو نی، روز چی ندارو نی
برکی از بن هیخن ، تا به کی تو نیباری ؟

لینک کوتاه : http://dorahak.ir/?p=278

برچسب ها : , , , , ,

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه


× نُه = 54

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها