دوراهک

» شعر “دلم تنگ پسکوچه های…” از یحیی وحیدی

شعر “دلم تنگ پسکوچه های…” از یحیی وحیدی ۲۴ مرداد ۱۳۹۸

دلم تنگ یک لقمه ی نان نازک
و یک سایه ی مشت بی خار و منت

دو ، سه تا رفیق از قدیمی ترین ایل
و فرش از حصیری ز تار محبت

دلم تنگ یک کاسه ی کشک و روغن
و یک چنگ خرمایی از باغ عالی

دلم تنگ گلباد در فصل خرمن
دلم تنگ “تشباد” گرم شمالی

دلم تنگ شرجی، دلم تنگ طوفان
دلم تنگ فصل غزل خوانی ده

دلم تنگ فانوس و قلیان و قوری
دلم تنگ شب های بارانی ده

دلم تنگ یک جمله ای حرف ساده
دلم تنگ صافی و پاکی مردم

دلم تنگ پسکوچه های صداقت
دلم تنگ آن “گمنه ی زرد گندم”

دلم تنگ لبخند پرشور مادر
که ازخنده اش خانه پرشور می شد

تو گویی که دانسته بود او که روزی
جگرگوشه اش هم از او دور می شد

 

یحیی وحیدی”ترنم”

۱۳۸۷/۱!/۱۱ قم

لینک کوتاه : http://dorahak.ir/?p=167

برچسب ها : , , , , ,

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه


8 × سه =

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها