دوراهک

» شعر “کیست این یکه سوار” از یحیی وحیدی

شعر “کیست این یکه سوار” از یحیی وحیدی ۲۸ مرداد ۱۳۹۸

کیست این یکه سواری که نقاب انداخته
قمر از چهره ی خورشید، حجاب انداخته

علمش نصر من الله و لبش فتح قریب
دست نقاش ازل ماه به قاب انداخته

یلی از ایل تماشاست که تیر نگهش
از شب و چشم عدو، لذت خواب انداخته

شهسواری ست که با آتش و باد آمیخته
گرد سم فرسش خط شهاب انداخته

جنگجویی ست علی صولت و حیدر شوکت
که دلیران همه را زیر رکاب انداخته

شعله ی آتش طور است که در پهنه دشت
ملک الموت ز هر سو به شتاب انداخته

گرد باد است، و یا صاعقه ، یا عباس است
که چنین معرکه را در تب و تاب انداخته

ماهرویی ست که مبهوت جمالش ملکوت
آسمان چشم بر این حسن مآب انداخته

سرو نازی ست که سر تا قدمش زیبایی ست
باغ گل در قدمش عطر و گلاب انداخته

دست پرورده ی عشق است، و کانون وفا
حسن دریاست چنین گوهر ناب انداخته

تشنه ای مشک به دوش است که با عشق تمام
همتش را همه در بردن آب انداخته

نام زیباش ابوالفضل ، و سقایی اوست
که امیدی به دل زار رباب انداخته

کودک طبع من از قامت بالای بهار
برگ شعری ست که”ترنم”به کتاب انداخته

لینک کوتاه : http://dorahak.ir/?p=389

برچسب ها : , , , , ,

مطالب مشابه

ارسال دیدگاه


سه × = 18

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.


برچسب ها