دوراهک

» 2019 » آگوست

برایم زیره از کرمان بیاور
حنا از شهر آبادان بیاور
ز بام انجمن شهر دوراهک
غزل با لهجه باران بیاور

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Haj-Rasoul-Abdollahi.jpg

دریافت

این مکان که در پانزده کیلومتری شهرستان دیر و در حوالی شهر دوراهک واقع است یکی از جاذبه های طبیعی این منطقه از قدیم الایام به شمار میرود.
این مکان که در لفظ محلی منطقه به آن “اشکفت ماما” یا تنگه مادربزرگ گفته میشود دارای سنگ هایی به اشکال مختلف ، زیبا و جالبی است.
لازم به ذکر است مکان مذکور دارای هوای مطبوعی بوده که از قدیم محلی برای آسایش و آرامش مسافرانی که از نقاط مختلف می آمدند بوده است.

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-1.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-2.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-3.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-4.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-5.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-6.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-7.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-8.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-9.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-10.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-11.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-12.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-13.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-14.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-15.jpg

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Eshkaft-Mama-16.jpg

تصاویری چند از ماه محرم در سال ۱۳۹۵ را در ادامه مشاهده می نمایید.

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-16-2.jpg

شب ششم محرم در حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۶

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-16-1.jpg

شب ششم محرم در حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۶

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-20.jpg

تاسوعای حسینی در دوراهک ۱۳۹۵/۷/۲۰

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-20-1.jpg

تاسوعای حسینی در دوراهک ۱۳۹۵/۷/۲۰

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-16.jpg

شب ششم محرم در حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۶

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-15-1.jpg

حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۵

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-15.jpg

حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۵

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-14-1.jpg

شب چهارم محرم در هیئت شهدا دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۴

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-13.jpg

شب سوم محرم در حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۳

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-19.jpg

شب تاسوعای حسینی در حسینیه حضرت اباالفضل العباس (ع) دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۹

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/1395-07-14.jpg

شب چهارم محرم در حسینیه شهید دستغیب دوراهک ۱۳۹۵/۷/۱۴

زنده یاد مرحوم علی میرزایی مشهور به ((مشهدی علی باقر )) در سال ۱۳۰۷ چشم به جهان گشود . ایشان در خردسالی پدر خود را از دست داد و یتیم شد.
وی از اوایل جوانی به اذان گفتن روی آوردند و در کنار اذان گفتن ، مداحی اهل بیت (ع) نیز می گفت.
ایشان سال های طولانی به اذان گفتن و مداحی اهل بیت مشغول بودند ، حتی کهولت سن و بیماری نیز نتوانست مانع کار او شود تا جایی که حتی ایشان در سال ۸۱ که می خواست برای اذان صبح و اقامه نماز به مسجد امام زمان (عج) برود ، در تاریکی شب در خانه اش می افتد و پایش دچار شکستگی می شود که حتی تا آخر عمر ایشان با عصای چهارپا راه می رفت ، اما با این حال نیز ایشان با همین وضعیت جسمانی و با عصای چهار پا به مسجد و مراسمات مذهبی می رفت و از پای ننشست.
ایشان علاقه شدیدی به نوحه خوانی سرور و سالار شهیدان داشت و یک پای ثابت منبر امام حسین (ع) در حسینیه شهید دستغیب ( حسینیه عارفی ) بود و سال ها در این حسینیه به نوحه خوانی امام حسین (ع) پرداخت.
سرانجام ایشان بعداز سال ها تلاش و خدمت در راه رضای خدا واهل بیت (ع) در عصر ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ دعوت حق را لبیک گفت و به دیار باقی شتافت.
در مورد مرگ و نحوه مردن ایشان جالب است بدانید که در همان روز ایشان حالش خیلی خوب بود و سر حال بودند ، اما از مرگ خود خبر داشتند تا اینکه عصر ۱۴ اردیبهشت ۸۵ ایشان یکطرفه روی تخت دراز می کشد و می گوید : ” یاصاحب الزمان(عج) ” وتمام می کند و به دیار معبود می شتابد.
مرحوم علی باقر واقعا به گردن تمام اهالی شهر دوراهک حق داشته و دارند و هنوز نیز اذان مشهور ایشان چه اذان هایی که در ماه مبارک رمضان در بلندگوها پخش میشد و چه نوحه هایی که در حسینیه میخواندند در گوش جوانان و پیران دوراهکی زنده است و هیچ وقت از بین نخواهد رفت.
روحش شاد و یادش گرامی باد

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Mashhadi-Ali-Bagher.jpg

دریافت

زندگی زمزمه در نقره ترین مهتاب است
معنی نازترین غنچه به لطف آب است
پاک بنگر به جهان گذرا چون سهراب
زندگی سادگی شستن یک بشقاب است

دم نوروز و پایان کسادی است
نصیب هر کسی شور است و شادی است
برای ماهی قرمز ولی حیف
شروع حبس آنهم انفرادی است

عید نوروز مبارک باشد
شادی افزون و غم اندک باشد
متصل از طرف شادی و شوق
در بن گوش غمت چک باشد
دشمنت، همنفس کرکسها
تو حواست به چکاوک باشد
هر که از تو بدش آید هر جا
مونسش هر شبه بختک باشد
عیدی ات از طرف حضرت عشق
دو سه ملیارد فقط چک باشد
عید نورور همه جا باید
شادی و خوشی و شکلک باشد
آدم از لذت صحرا گردی
همه در بازی و پشتک باشد
سال نو باغ مشام من و تو
پر عطر گل میخک باشد
بر لب و لوچه ی هر هتاکی
از خر هار دو جفتک باشد
دل آن مرغ دلت بر لب کشت
خالی از ترس مترسک باشد
تا تو را خنده ز لبها نرود
هر چه بینی همه دلقک باشد
سفره ی عید شما شادترین
عید نو روز مبارک باشد
راستی سیزده کجا خواهی رفت؟
هر کجا هست نه ، جمرک باشد
در نگاه من عیدانه سرا
بهترین شهر دوراهک باشد

نگاهی که تا هستی از سر بگیرم

ز چشمان مست تو ساغر بگیرم

ز لعل لبت، شهد و شکر بگیرم

گل از سینه ی داغ مجمر بگیرم

نگاهی که در دل و لای تو ریزم

دلم در دل چشم های تو ریزم

شوم جان و جانم به پای تو ریزم

که تا خاک پای تو در بر بگیرم

نگاهی که تا هر چه بود و نبودم

بسوزد و سوزد همه تار و پودم

برد باد هر سو غبار وجودم

به شوق لقایت شبی پر بگیرم

گرفتار عشق تو ام باورم کن

شبی با نگاهی تو عاشق ترم کن

بسوزان و یک ذره خاکسترم کن

که با عشق تو انس بهتر بگیرم

نگاهی که محتاج آن چشم مستم

من آن کشته ی چشم مست تو هستم

تو بشکن دل پست ظاهر پرستم

که تا بشکنم ماده ، جوهر بگیرم

شبی پر کن از عشق ، ساقی تو جامم

که تا پخته گردم به عشقت، که خامم

شرار و لای تو سوزد مدادم

که عشق تو در قاب باور بگیرم

ای دوراهک بوی حلوا می دهی
طعم انبرده و خرما می دهی
نیست شهری در جهان مانند تو
بوی خوبی های دنیا می دهی
بی نظیری همچنان فصل بهار
بوی شاد باغ گلها می دهی
باغ گلهای روان در کوچه ها
هدیه بر باغ تماشا می دهی
مثل شبگیر سحرگاه خیال
بوی شبوهای صحرا می دهی
با صفا تر از جهان کودکان
بوی بازی بوی لالا می دهی
نیست دریا دل تر از تو درجهان
رایحه میر مهنا می دهی
تنبلان را خاک بر سر می کنی
زندگی را سهم کوشا می دهی
زنده را عیش مهنا از توست
مرده را جان چون مسیحا می دهی
از بلندای نگاه زندگی
وعده ی فردای زیبا می دهی
بس که جان پرور و روح افزاستی
پیر را احساس برنا می دهی
جمع را محفلی از انس توست
خلوتی شاد به تنها می دهی
با فقیران هر چه داری میخوری
هر چه می خواهد به دارا می دهی
گر که دارای تو دارد یک انار
نیمی از آن را به سارا می دهی
در مصاف دشمنانت دائما
رایحه انا فتحنا می دهی
عالمان را مهرورزی درس توست
جاهلان را پند گویا می دهی
بیدسونت زنده رود زندگی است
اصفهانی در خود جا می دهی
لگد عشق مگر خورده گلت
که تو ما را می حمرا می دهی
پیر شهزاده محمد شرق توست
باغ دل از آن شکوفا می دهی
روشنایی از فروغ گنبدش
سقف این گنبد مینا می دهی
هدیه بر دل های گمراهان به شب
آفتاب عالم آرا می دهی
از جنوبت بوی دریا می وزد
زندگی را رنگ دریا می دهی
غرب تو نخل است و گندم زارها
وه که تصویری فریبا می دهی
در شمالت باغ سرخ لاله هاست
بوی لاله های شیدا می دهی
داری از دل کوچه ای رو به بهشت
بوی مینو هدیه بر ما می دهی

مصطفی ،کشکی کسی کیچه ی دل پاک میکه

مث تو ،کشکی کسی حرمت ای خاک میکه

خو خوالو همی طهری سرشی میشو ولیت

کشکی مث کهره ی دُز برده یکی غاک میکه

زن و زنبیلی و کاری اگه بی هرچه جوون

چک بیلی میگره لعنت تریاک میکه

نه کسی تو دل غبّه دم کاچاق می ره

نه بچی تو دل کُه ، کار خطرناک میکه

کشکی هر کس که میدی حق کشی و باج و دزی

نهی منکر نمیکه ، یقهّ ی خوش چاک میکه

زن و دختر که میره رو هل بازار کمی

لُنج و ناخوش تمیز از رژ و لاک میکه

ای همه کار خراوی هن و بوش فرّن و هیچ

یه بچی کشکی هوک می زه و لاک لاک میکه

دل دماغی سی سلومی اگه بی ، ری دیر هم

تُف کف پا میکه و پا پر تنتاک میکه

اشم و اوقات اگه ای همه پرمشته نوی

بعد صد سال کسی جون خم اگ باک میکه

بازیار هم اگه میدی همه جا کار درس

حرفش از خوش گنم بی ، نه که تمباک میکه

بعد چند سال بهارن ولی با کیف نکوک

اگه خوش بی دلمو ، واخ که کولاک میکه

مصطفی گال و گریخن همه جا کشکی شوی

او چش هر چه که مردن ، یه کسی پاک میکه



برچسب ها