دوراهک

» admin

بوی باروت بلند است هنوز از تنشان
تا که بینا کند این قافله پیراهنشان

آنقدر شوق سرشتند به هر قطره خون
که بهشت است پر از شرح حنا بستن شان

کرد نارنجکی از عشق ضمانت پرواز
آی مردم ! نشود بار کجی ضامنشان

این همان خواندن ترتیل شب عاشوراست
شده تفسیر به خون آیه ی بنیان کنشان

شب زانو زده می خواست که از رو نرود
آتش افروخت ولی شوق سحر کردنشان

نه پلاکی نه مزاری نه نخی پیراهن
بوی باروت ولی مانده هنوز از تنشان

شب شروه به یاد شهدای شهر دوراهک و دو شهید گمنام | شروه خوان : محسن سناسیری | ١٣٩٦/٨/٤

دریافت

نوروز و هی زونی شلک اوضاش خیلی بی نمک
گرما ای سالا، دل تپک سرماش لرز و خنجرک
ویووت دریا خاهر و نونا نواوو آجر و
باپیر وانه مرکر و تی تی کمی واوو زرک؟
عمری چشامو بُی دَرِن دم کاغُذی از کُمترن
ایسا میا تا کرخرن یا جفتکن یا زیپلک
آدم مث جغذ بُنَو تو فند و فعلن روز و شو
چهچال گوشم از درو انگال روحم از کلک
همّه ی نمازن مامله از ای گله از او گله
مثِّ یه کاغُذ باطله خط خورده ی سهون و شک
کیچه بله ؛ عزت که نی همساده هن حرمت که نی
تا صبح خو راحت که نی ده بار هی میشیم فلک
افتو تا افتو کشمکش تنبونمو در رفته کش
خومو که ریش خوسیده هَش پَیویم اما بَی زلک
فتنه تو هر کیچه ی رُوِن
گپ هن که تیر برنون
کار یه بعضی تیتون یه درز در صدتا سرک
ای ره ، بجز مردن که نی آدم خالو آهن که نی
دل شیشه مشکن که نی وختی که صد جاشن ترک
آزار بسیارن بیو آدم گرفتارن بیو
درمون ای دردی گرو کی بیده تَوشَو یا دلک
تا ترمزش دیوار هن اینجا اجل بیکار هن
ای عامل کشتار هن ماشین مگو سی دار چلک
دلال هی کسم برات تا مین خر واوو خوات
میگم که راسن چلچوات؟ میگوت والله ! ولولک !
شاعر مگو ایکد پرو هنزا که هن جنس گرو
هنزا که نی چاست خُرو بانو ونو هن تو سپک

 

قاسم درویشی – شهریور ١٣۹۸

دریافت

Type of file : mp3 – Size : 8.18 MB – Length : 3:33

نوحه پامنبری شب بییستم ماه محرم در حسینیه حضرت اباالفضل (ع) دوراهک | ۱۳۹۸/۶/۲۸

با نام و یاد خدا
سلام
روزتون زیبا و در پناه خدای مهربان
آرزو دارم لحظه های ماندگار زندگیتون خالی از اندوه و غـم
لحظه های شادمانیتون بیشمار و خوشبختی تون دائمی باشه

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/09/Ali-Ahmadi.jpg
دیشب بعد از یک وقفه چند هفته ای در قالب برنامه ای تحت عنوان نوای همدلی مهمان خانواده بسیار خوب جناب احمدی بودیم.
برای ایشان و خانواده محترمشان بهترین ها را آرزو داریم.
۱۳۹۸/۶/۲۸

شب شروه به یاد شهدای شهر دوراهک و دو شهید گمنام | شروه خوان : یاسین جاتوت | ١٣٩٦/٨/٤

دریافت

 

شب شروه به یاد شهدای شهر دوراهک و دو شهید گمنام | شروه خوان : ماندنی بجلی | ١٣٩٦/٨/٤

دریافت

کمان بود و گلوی تشنه ی من
هجوم شعله ها بر روی خرمن
زنی تنها میان خیمه می سوخت
شبش از آتش دل بود روشن

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

عطش بود و لبی خشک و دلی خون
پر از لایی و لایی دشت و هامون
جدا شد تیری از آن چله ی سرد
گلوی گرم طفلی گشت گلگون

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

عطش بر جان دریا سنگ میزد
کمان هم بر سپر نیرنگ میزد
جهالت با سه تا انگشت بران
گلوی کودکی را چنگ میزد

تلاقی گلو با تیر گل کرد
لبی، زیبا ترین لبخند آورد
ز کینه تیری از آن چله برخاست
شد آن دم صورت مولای ما زرد

سلام ما به عباس دلاور
حسین دارد همین تنها برادر
سلام ما به چشم تیر خورده
برادر زین سبب از غصه مرده
سلام ما به دستان بریده
حسین آمد نهادش بر دو دیده



برچسب ها