دوراهک

» admin

با نام و یاد خدا
سلام
روزتون زیبا و در پناه خدای مهربان
آرزو دارم لحظه های ماندگار زندگیتون خالی از اندوه و غـم
لحظه های شادمانیتون بیشمار و خوشبختی تون دائمی باشه

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/09/Ali-Ahmadi.jpg
دیشب بعد از یک وقفه چند هفته ای در قالب برنامه ای تحت عنوان نوای همدلی مهمان خانواده بسیار خوب جناب احمدی بودیم.
برای ایشان و خانواده محترمشان بهترین ها را آرزو داریم.
۱۳۹۸/۶/۲۸

شب شروه به یاد شهدای شهر دوراهک و دو شهید گمنام | شروه خوان : یاسین جاتوت | ١٣٩٦/٨/٤

دریافت

 

شب شروه به یاد شهدای شهر دوراهک و دو شهید گمنام | شروه خوان : ماندنی بجلی | ١٣٩٦/٨/٤

دریافت

کمان بود و گلوی تشنه ی من
هجوم شعله ها بر روی خرمن
زنی تنها میان خیمه می سوخت
شبش از آتش دل بود روشن

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

عطش بود و لبی خشک و دلی خون
پر از لایی و لایی دشت و هامون
جدا شد تیری از آن چله ی سرد
گلوی گرم طفلی گشت گلگون

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

عطش بر جان دریا سنگ میزد
کمان هم بر سپر نیرنگ میزد
جهالت با سه تا انگشت بران
گلوی کودکی را چنگ میزد

تلاقی گلو با تیر گل کرد
لبی، زیبا ترین لبخند آورد
ز کینه تیری از آن چله برخاست
شد آن دم صورت مولای ما زرد

سلام ما به عباس دلاور
حسین دارد همین تنها برادر
سلام ما به چشم تیر خورده
برادر زین سبب از غصه مرده
سلام ما به دستان بریده
حسین آمد نهادش بر دو دیده

ز چشم آسمان جاریست آتش
کران تا بیکران جاریست آتش
جهالت آنچنان میتازد امروز
که از متن امان جاریست آتش

غروب و چهره شب تلخ و درهم
گرفته قامت ماه ابری از غم
در این ابی ترین دریا دو بیتی
گرفته رنگ بوی درد و ماتم

لبت بسته نمی گویی سخن تو
بگو حرفی مسوزان قلب من تو
علی جان چشم خود بگشا به رویم
جواب خواهر زارت چه گویم
ز تیغ کین دو تا شد فرق نازت
فدای آن همه سوز و گدازت
سفر کردی تو از این دار فانی
نخواهم بعد تو این زندگانی
علی جان مادرت بی صبر و تاب است
ز هجر روی تو جانش کباب است
غمت آتش زده بر جان بابا
ز داغت لاله گون شد دشت و صحرا
خداوندا جوانم رفت از دست
گل من اکبرم لب از سخن بست

نه دیگر اسب او تاب و توان داشت
نه خود جانی به تن جان جهان داشت
چنان خوشید روی خاک ، از زین
نشست و دیده را بر آسمان داشت



برچسب ها