دوراهک

» حیدر دوراهکی

غروب و چهره شب تلخ و درهم
گرفته قامت ماه ابری از غم
در این ابی ترین دریا دو بیتی
گرفته رنگ بوی درد و ماتم

حسین، نور خدا روی زمین است
چراغ جاده ی آیین و دین است
حسین، از انحراف نهضت خود
به دست جاهلان دایم غمین است

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

دوباره اشک و آه و سوز و ماتم
دوباره اهتزاز بیرق غم
“بیاد آن شهیدان خدایی”
سیه پوش آمده ماه محرم

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

در اندوه بزرگی، بی قراری
برای هر شهیدی سوگواری
حسینی مذهبی و لامحاله
“شعور سبز و شور سرخ داری”

عید نوروز مبارک باشد
شادی افزون و غم اندک باشد
متصل از طرف شادی و شوق
در بن گوش غمت چک باشد
دشمنت، همنفس کرکسها
تو حواست به چکاوک باشد
هر که از تو بدش آید هر جا
مونسش هر شبه بختک باشد
عیدی ات از طرف حضرت عشق
دو سه ملیارد فقط چک باشد
عید نورور همه جا باید
شادی و خوشی و شکلک باشد
آدم از لذت صحرا گردی
همه در بازی و پشتک باشد
سال نو باغ مشام من و تو
پر عطر گل میخک باشد
بر لب و لوچه ی هر هتاکی
از خر هار دو جفتک باشد
دل آن مرغ دلت بر لب کشت
خالی از ترس مترسک باشد
تا تو را خنده ز لبها نرود
هر چه بینی همه دلقک باشد
سفره ی عید شما شادترین
عید نو روز مبارک باشد
راستی سیزده کجا خواهی رفت؟
هر کجا هست نه ، جمرک باشد
در نگاه من عیدانه سرا
بهترین شهر دوراهک باشد

ای دوراهک بوی حلوا می دهی
طعم انبرده و خرما می دهی
نیست شهری در جهان مانند تو
بوی خوبی های دنیا می دهی
بی نظیری همچنان فصل بهار
بوی شاد باغ گلها می دهی
باغ گلهای روان در کوچه ها
هدیه بر باغ تماشا می دهی
مثل شبگیر سحرگاه خیال
بوی شبوهای صحرا می دهی
با صفا تر از جهان کودکان
بوی بازی بوی لالا می دهی
نیست دریا دل تر از تو درجهان
رایحه میر مهنا می دهی
تنبلان را خاک بر سر می کنی
زندگی را سهم کوشا می دهی
زنده را عیش مهنا از توست
مرده را جان چون مسیحا می دهی
از بلندای نگاه زندگی
وعده ی فردای زیبا می دهی
بس که جان پرور و روح افزاستی
پیر را احساس برنا می دهی
جمع را محفلی از انس توست
خلوتی شاد به تنها می دهی
با فقیران هر چه داری میخوری
هر چه می خواهد به دارا می دهی
گر که دارای تو دارد یک انار
نیمی از آن را به سارا می دهی
در مصاف دشمنانت دائما
رایحه انا فتحنا می دهی
عالمان را مهرورزی درس توست
جاهلان را پند گویا می دهی
بیدسونت زنده رود زندگی است
اصفهانی در خود جا می دهی
لگد عشق مگر خورده گلت
که تو ما را می حمرا می دهی
پیر شهزاده محمد شرق توست
باغ دل از آن شکوفا می دهی
روشنایی از فروغ گنبدش
سقف این گنبد مینا می دهی
هدیه بر دل های گمراهان به شب
آفتاب عالم آرا می دهی
از جنوبت بوی دریا می وزد
زندگی را رنگ دریا می دهی
غرب تو نخل است و گندم زارها
وه که تصویری فریبا می دهی
در شمالت باغ سرخ لاله هاست
بوی لاله های شیدا می دهی
داری از دل کوچه ای رو به بهشت
بوی مینو هدیه بر ما می دهی



برچسب ها