دوراهک

» یحیی وحیدی

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2020/12/Derakht.jpg
دلم تاورشنا، ای دل دگه حالی به مو نیدت
دگه بوی خوشی از بال دسمالی به مو نیدت

بگم که دونه ی فلفل و خال ری گپ دلبر
چه فرقی شن که طوم و مزه خالی به مو نیدت

سراک حافظ اشتم دوش و فالی امگرت، امدی
که حافظ هم گویا جهل آوده فالی به مو نیدت

سر پیر کمر اشتم خروسی نذرش هم امکه
مو قربون خوش و جدش، پرشالی به مو نیدت

چطهرن بی تو واوسن همه هم قول و هم پیمون
که میر اشکال دنیا گوشت اشکالی به مو نیدت

شعر از : یحیی وحیدی

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2020/12/Bagh.jpg
خدا امنالده واپیچی ای عشق
دلم خوش تا نکه بی هیچی ای عشق
رچ پات هر کویا ایشم دیارن
مو گیچ اتکرده یا خت گیچی ای عشق؟

شعر از : یحیی وحیدی

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2020/12/Tabiat.jpg
تا دلم تو سینه از عشق تو هیلو ویخورت
قهوه تهل قجر هم روز و هم شو ویخورت

تا صدی پا ایشنفت پا ویوت از جا هولکی
ازخوشالی مت و گشت ایکوت و ملو ویخورت

چندباری خم سراکش من که ری سر افتده
نه ، گویا دردش که نیکوت پیوت از نو ویخورت

چند بارم از زوون مار زخمی واوده
بی خیال، انگار انگاری که دیشو ویخورت

هرچه هم شیگم بیو واگرد سرجی اولیت
دور خوش کشت ایخورت یا زر بی رو ویخورت

خوش که هیچ اصلن چه پروی شن، مو از بین ایورد
دایمن از مشکلون چیش مو او ویخورت

مم که پابس خوش اشکرده ، دسم پی کار نی‌
“ترنم” بیچاره هرشو شربت خو ویخورت

شعر از : یحیی وحیدی

هوا شرجین و چاسم کشکنه هاده
و هم دنباز و شومم اشکنه هاده
بکو هم یاد پرگو و پیاز امشو
کمی گمنه بریز تو وردنه هاده

تش ایبارد هوا گرمن دوراهک
چقد گرمن مو که پختم تو آهک
تعجب کردسم امرو مو اینجا
به آدم های مغرور و مترسک

نگاهی که تا هستی از سر بگیرم

ز چشمان مست تو ساغر بگیرم

ز لعل لبت، شهد و شکر بگیرم

گل از سینه ی داغ مجمر بگیرم

نگاهی که در دل و لای تو ریزم

دلم در دل چشم های تو ریزم

شوم جان و جانم به پای تو ریزم

که تا خاک پای تو در بر بگیرم

نگاهی که تا هر چه بود و نبودم

بسوزد و سوزد همه تار و پودم

برد باد هر سو غبار وجودم

به شوق لقایت شبی پر بگیرم

گرفتار عشق تو ام باورم کن

شبی با نگاهی تو عاشق ترم کن

بسوزان و یک ذره خاکسترم کن

که با عشق تو انس بهتر بگیرم

نگاهی که محتاج آن چشم مستم

من آن کشته ی چشم مست تو هستم

تو بشکن دل پست ظاهر پرستم

که تا بشکنم ماده ، جوهر بگیرم

شبی پر کن از عشق ، ساقی تو جامم

که تا پخته گردم به عشقت، که خامم

شرار و لای تو سوزد مدادم

که عشق تو در قاب باور بگیرم

شعر با گویش محلی با صدای جناب یحیی وحیدی (ترنم) بشنوید.

عاقبت بیچارت ایکوت، باز، اصراری که تِن
عاشق آوُسّی مسلمون؟ بار و سرباری که تِن

جادراشتِسّی گویا، از نو تِویت زن وُسّیی
جون خُم حق هفشتا فحش اُوداری که تِن

یک زنی تو خونه تِن ایگی که زشتن، پَرچِلِن
گُل که نی، شکرش به جا با، تپه ی خاری که تِن

نصف شو تو کیچه ها ویلون و سرگردون بُدی
ای بلانسبت زن اِتنی، بند و اُوساری که تِن

چاس و شومت روبراهن، چِین و قلیونت به وَخت
شنبه و چارشنبه و پنجشنبه بازاری که تِن

زن که اِتنی هیچ کس اصلا محلّت نینِسِت
تا دو تا تاکه گویا کولنج و آزاری که تِن

همزبون و همدلت نی اون زنت، خا نی که نی
در عوض خُت هم دل بی رنج و بی عاری که تِن

شعر “ترنم” هوخُن و دور و برت سیلی بکو
بعدش اُمسا ایونی چَنتا خریداری که تِن

http://dorahak.ir/wp-content/uploads/2019/08/Yahya-Vahidi.jpg

دریافت

دلم سخته مث صندل مث عود
درختم تیشه ای اشکرده نابود
زنی لالی بچش شیکرد و شیگفت
بکو لالا بخوس ای رودم ای رود

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

شون، صحرا پر از گرد و غبارن
و یک دشتی که کل تا کل سوارن
میون خیمه ، زینب چش گریخون
سوا جنگن و تو فکر برارن

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

هف هشتا خیمه، هفتاد و دو تا مرد
و مشتی ضیفه ی غرک غم و درد
اولتر لشکری آماده جنگ
زمی تا آسمو راس آوده گرد

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

تش و طیفون به پا اشکرده زینب
همه ی جا کربلا اشکرده زینب
جوابی هم که اشدا باقشنگی
چه دنیایی بنا اشکرده زینب

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

سواری بیرق و مشکی پس کول
رد ایوی عین باد از پشت نخلا
همونجا که لت آوی مشک ، از شرم
او آوی خوش و رخت از مشت نخلا

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

هوا گرمن، اوی تو خیمه ها نی
منخ، که وخت، بختر از حلا نی
منخ عباس، پاوه وخت مردین
حرم تشنه، تو سقا، ای به جا، نی

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

منخ عباس پاوه وخت جنگن
حرم تشنه، به تو عباس، ننگن
برو مشکی پر از او با به خیمه
چه اوباری چه جون هادی قشنگن

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

سراپا حیدر کراری ای مرد
تو هم کرار و هم سالاری ای مرد
ابوالفضلی دگه مثل تو هیهات
تو عباسی که بی تکراری ای مرد

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

بلا اشدی و دارم خورد زینب
چو گل از داغ، هم پژمرد زینب
اسیر آوی ولی بعد از حسینش
همه ی جا کربلا اشبرد زینب

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

تو زلف صبر، زینب شونه اتکه
تو با صبرت ملک دیوونه اتکه
تو که با “ما رایت الا جمیلت”
نه کوفه، شام هم ویرونه اتکه

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

اولتر هم شطی پر تا پرش او
و چنتا نخل که تاری سرش او
بگرخی ای فرات ، ای بی وفا شط
حسینم تشنه و دور و برش او

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

دلم غمگین و اشعارم غم اندود
غمی دیگر به جمع دردم افزود
غباری بر دل کوثر نشسته
ز هجر زمزمی که مادرش بود

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

زمین ماهی ز پیغمبر گرفته
نشاط از سوره کوثر گرفته
زمانه هاله ای گرد رخ ماه
غباری شهر سرتاسر گرفته

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

سپاه غم هجوم از سر گرفته
اجل از فاطمه مادر گرفته
ستور وحشی بیداد گویی
همیشه حلقه ی این در گرفته

• • • • • • • • • • • • • • • • • • • •

گلاب تلخ غم در شیشه دارم
نمک بر زخم شوم تیشه دارم
مزن دست اجل، آیینه مشکن
که در عمق نگاهش ریشه دارم

علی که نه ، پیمبر انده میدون
و با شمشیر حیدر انده میدون
عمر داد اشزت ای مردم بفهمه
بچ لیلان اکبر انده میدون

علی تشنن و دیشم شیری اشنی
بچن ، طفلن توون تیری اشنی
مزه ای حرمله تیر سه شعبه
علی اصغرم تخصیری اشنی



برچسب ها